بزنگ زنگو...
برای مشورت برای تعیین موضوع پایان نامه ارشدم، رفتم پیش یکی از استادان و «تربیت جهادی» را مطرح کردم؛ با تبسم گفت: «حالا ما این همه ساحت تربیتی داریم، شما دیگه یکی اضافش نکن...». تا آنجا که یادم هست دلیل دیگری نیاورد. اما حالا میخواهم از ساحتی نام ببرم که هر چند مطرح شده اما مغفول است: «تربیت پهلوانی».
اگر نگاهی عمیق و احیاناً جامعه شناختی به مردم جامعهمان بیاندازیم، علقهشان به روحیه جوانمردی، مردانگی و آنچه «فتوت» مینامیم را میتوانیم در انسان مطلوبشان ببینیم. شاید عشق این مردم به قمر بنی هاشم (جانم به فدایش) هم با همین ایده قابل توجیه باشد. بهره از ویژگیهای پهلوانان مشهور تاریخ ایران، از رستم و پوریای ولی گرفته تا طیب، تختی و ابوالفضل کاظمی (رزمندهای که خاطراتش در کتاب «کوچه نقاشها» آمده است) در کتابهای درسی، برنامههای تلویزیونی و به ویژه برنامههای ویژه کودکان میتواند در تربیت نسلی «شیر مرد و شیر زن» موثر باشد.
خلاصه کلام اینکه میشود «تربیت پهلوانی» را بهای بیشتری داد... اگر مردیم
یاحق
گاهی حرفهایی است که نه میشود مقالهشان کرد تا در یکی از مجلات معتبر چاپشان کنی و نه میشود در کلام با کسی در میان بگذاری. اما حیفت هم میآيد که زنجیر کلمات درشان نیاوری. مطالب «شفا» از این دست است، برای شِفای خودم!