سه دیدار؛ روایتی از سه همنشینی
به اقتضای کارمان، با پژوهشگران و مسئولین مرتبط با آموزش و پرورش ارتباط داریم [و بهتر است که ارتباط داشته باشیم]. این هفته با چند نفر همنشین شدیم که هر کدام تجربه ویژهای بود:
-«آقا صابر» صدایش میزنند. مهندس جا افتادهای که البته در مهندسی نمانده است و پختگی و عمقش بعضیها را بر آن داشته که او را برخوردار از «حکمت» بدانند. چشمان نافذی داشت و وقتی دوستم برایش بحثها را توضیح میداد، هم گوش میکرد و هم گوش نمیکرد. گفته بودند که «به جای تفصیل، بهتر است خلاصه و مختصر بگویید». وقتی شروع کرد به حرف زدن، نکته گفت که انگاری تجربه چند ده سالهاش را میچکاند در این چند جمله. ته حرفش این بود: «برای اثرگذاری، راههای مختلفی وجود دارد، اما بهترین و موثرترینش لزوماً اولین و مستقیمترین شان نیست». مثال گاومیشها را زد که برای چراندنشان اگر بروی و باهاشان سرشاخ شوی، معلوم نیست زنده بمانی! اما اگر به این راز مطلع باشی که آنها خوششان نمیآيد کسی سر راهشان قرار بگیرد، در نتیجه اگر کسی سد راهشان شود، راهشان را کج میکنند و این بهترین راه کنترل آنهاست! چوپان نوجوان گاومیشها، هر وقت که بخواهد آنها را به سمتی هدایت کند، در پنج شش متری شان قرار میگیرد و مسیرشان را سد میکند تا آنها ناچار به سمتی که او میخواهد تغییر مسیر بدهند و ...
-از قدیمیهای آموزش و پرورش بودند و سالها موهایشان را در آسیاب وزارت سفید کرده بودند. پختگی را میشد از عمل و گفتارشان دید. یکیشان، که تجربه مدیریت کلان وزارت را هم داشت، گاهی بین توضیحات ما نکات مختصر اما دقیقی را میگفت. در نهایت آن دیگری یک جمله گفت: «فعلاً لازم نمیبینم نکتهای بگویم. انشاله بعداً صحبت خواهیم کرد...». همین!
-رفته بودیم برای بررسی طرح هوشمندسازی مدارس پیش یکی از کارشناسان. محیط باکلاسی بود؛ از جمله اینترنت پرسرعتشان! نکات نغزی میگفت که کمتر شنیده بودم، از جمله اینکه الگوی هوشمندسازی مدارس و آموزش الکترونیکی که ما در چند سال اخیر دنبال کردهایم، در دنیا لنگه ندارد! هیچ کشوری چنین طرحی را پیاده نکرده، جز مالزی که آنها هم اشکارا به شکست این پروژه اذعان دارند. در حالی که خیلی از کشورهای صاحب صنایع رایانهای و الکترونیک، در مدارسشان الگوهای متفاوت از آنچه ما در پیش گرفتهایم، را پیش می برند، مسئولین وزارت آموزش و پرورش کشور ما هنوز اصرار دارند که باید «اسمارت بورد»، «تبلت» و «اینترنت» را به کلاسها ببریم... این در حالی است که شائبههایی درباره سودهای شخصی برای سیاستگذاران این طرح وجود دارد، زیرا عمده این تجهیزات وارداتی است و علیرغم هزینه بسیار زیادشان، کارایی ندارند و...
گاهی حرفهایی است که نه میشود مقالهشان کرد تا در یکی از مجلات معتبر چاپشان کنی و نه میشود در کلام با کسی در میان بگذاری. اما حیفت هم میآيد که زنجیر کلمات درشان نیاوری. مطالب «شفا» از این دست است، برای شِفای خودم!